بيوگرافي

در دوم فروردين ماه ۱۳۳۶ پا به اين دنياي خاكي نهادم . در پنج سالگي پدرم را از دست دادم ، و با مادر و هفت خواهر و برادر ديگرم زندگي كردم . در ده سالگي كار هنري را با كشيدن يك كرگدن با مداد كنته آغاز كردم . پس از پايان دوره ابتدايي لوازم رنگ و روغن و بوم را تهيه و با استفاده از جلد رنگي كيهان بچه ها- يك كشتي طوفان زده و دختركي گرفتار در امواج دريا – كار رنگ و روغن را شروع كردم . در همان زمان با رفتن به باشگاه هاي ورزشي وارد عرصه هنرهاي رزمي – كاراته – شدم ولي تا مدتهايي كه مربي نداشتيم با ديدن فيلم و تقليد از حركات آنها كاراته را ادامه دادم اما بعد از تهران درخواست مربي كرديم تا به طور رسمي تري كاراته كار كنيم . ولي هنوز كسي براي راهنمايي در هنر نداشتم . به ناچار از طريق آزمايش و خطا هنر را پيش گرفتم .بعد از گرفتن ديپلم از دبيرستان درس را رها كرده و هنر را به صورت تجربي ادامه دادم .
در سال ۵۸ به فكر ساخت مجسمه با طرحهاي مينياتور افتادم كه شالوده اصلي اين طرحها از كارهاي استاد فرشچيان الهام شده بود ، و در ضمن اجراي كار سعي مي كردم كه آناتومي بدن را به طور كامل رعايت كنم .
در سال ۶۴ شروع به ساختن شخصيت هاي علمي ، فرهنگي و هنري كه در تاريخ نامي اند كردم . در ابتدا مجسمه تمام بدن اميركبير را ساختم كه سرديس ۵/۱ متري آن را در يكي از پاركهاي اراك نصب كرديم . اين سير را با ساختن سرديس ها و تنديس هاي ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني ، دكتر حسابي ، سلمان ساوجي ، ميرزا عبدالله فراهاني ، دكتر خزائلي ، پروين اعتصامي و… ادامه دادم.
تا امروز كه هم كاراته و هم هنر را ادامه دادم از كاراته براي استقامت در كارهاي هنري ام و از هنر براي لطافت بخشيدن بيشتر به كاراته و زندگي بهره بردم .
در حال حاضر دان ۶ كاراته هستم و بيش از چندين نسل را در كاراته تربيت كردم .
و دهها نمايشگاه نقاشي رنگ و روغن و مجسمه برگزار كرده ام و تا اكنون تعداد كارهايم در عرصه هنر از هزار گذشته است.